نمور، فیلمی با چاشنی تند اغراق





منبع

مهدی قنبر، عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در یادداشتی در خصوص فیلم سینمایی «نمور» نوشت: «ضعف داستان در کنار بازی‌های ضعیف، باعث شده است که فیلم «نمور» اثری ناموفق در ساختار، روایت، قصه‌گویی و بازی باشد.»

فیلم با اختلاف شدید برادر (داود) و خواهر (دلارام) آغاز می‌شود. قصه و روابط به شکل غلوآمیز خصمانه است؛ به‌طوری‌که این دو حتی حاضر نیستند یکدیگر را لحظه‌ای تحمل کنند. این امر نخستین سؤال مخاطب را ایجاد می‌کند. روابط داود و دخترش (آرام) برای مخاطب سؤال‌برانگیز است. اصرار به دور ماندن دلارام و آرام نیز بر این نگاه غیرمتعارف می‌افزاید. این‌همه تندی در شرایطی که دلارام همسرش را ازدست‌داده و شاید نیازمند ترحم بیشتری است مخاطب را سردرگم می‌کند. زمانی که موضوع پیوند مغز استخوان دخترش (آرام) برای عمه‌اش (دلارام) به‌طور دست‌وپاشکسته و نامفهوم مطرح می‌شود نیز مخاطب درمی‌یابدکه رابطه‌ای ملموس و خونی این میان وجود دارد. دائم گره‌های مختلف مطرح اما علت مخالفت داود گفته نمی‌شود. چنین سؤالات و اتفاقات پشت سرهم برای مخاطبان موضوع را پیچیده‌تر می‌کند. این سؤال‌برانگیز بودن خوب می‌بود اگر پاسخ درخوری در بخش‌هایی از موضوع به آن داده می‌شد.


نمور، فیلمی با چاشنی تند اغراق

انتهای پیام/

 





این تعلیق در داستان خواهر و برادر، خواهر و فرزند برادر، روابط گنگ زناشویی داود و همسرش (سمیرا) درنهایت به لحاظ اجرا، بازی و روایت به تصنعی‌ترین شکل جمع می‌شد. باید ابتدا اشاراتی به داستان خواهر و نامزد سابقش در خلال قصه می‌شد تا مخاطب زمان کوتاهی برای جهت‌گیری درباره آن داشته باشد و جایگاه نگاهش را در قصه بداند؛ اما پیش از آنکه مخاطب یک‌به‌یک اتفاقات و وقایع حال و روایت‌های گذشته را هضم کند موضوع بعدی مطرح می‌شود. مخاطب مرتب با بازی‌های بد، روایت‌های مختلف و دست پاشکسته و غیرقابل‌قبول بمباران می‌شود و درنهایت بمب اصلی داستان در پایان می‌ترکد و کوه موش می‌زاید. مخاطب هم مبهوت از سردستی بودن این پایان، از آن‌همه صغرا و کبرا چیدن برای هیچ درمی‌ماند. 

بخوانید:  ۴۳ واحد نانوایی متخلف در قزوین پلمب شد